تبليغاتX
bia toooooooooooooooo

bia toooooooooooooooo

عکسای خفن دیگه از شیطون پرستا!!
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 0 قبل از ظهر روز دوشنبه 1387/09/25
 

سلام  نظر یادتون نره

واقعا اینا روانی و وحشی ان!!!

مطالب دیگه رو هم بخونین بدک نیست!!

 
ر


 
 
یه سری عکس دیگه از شیطون پرستا !!!
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 10 بعد از ظهر روز جمعه 1387/09/22
 

اینا دیگه کین!!!!

Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com 


Free Image Hosting - www.supload.com          


Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com 

Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com 

 
         Free Image Hosting - www.supload.com 

 

Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com


Free Image Hosting - www.supload.com         Free Image Hosting - www.supload.com


 
 
عکس هایی از شیطان پرستان
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 11 بعد از ظهر روز شنبه 1387/09/16
 

روي عكسها كليك كنيد

 

Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 


Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 


Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 



Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 



Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com

Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 

Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com 
 


Free Image Hosting - www.supload.com        Free Image Hosting - www.supload.com


 
 
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 11 بعد از ظهر روز شنبه 1387/09/16
 


دو روز مانده به پايان جهان ، تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است . تقويمش پر شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقي مانده بود . پريشان شد و آشفته و عصباني ، نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد . 

داد زد و بد و بيراه گفت ، خدا سکوت کرد . آسمان و زمين را به هم ريخت ، خدا سکوت کرد . جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت ، خدا سکوت کرد . به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد ، خدا سکوت کرد . کفر گفت و سجاده دور انداخت ، خدا سکوت کرد .دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد . خدا سکوتش را شکست و گفت : 

 
«عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت . تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست­دادي،تنها يک روز ديگر باقي­است. بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن . » 

لا به لاي هق هقش گفت: «اما با يک روز ! با يک روز چه کار مي توان کرد!؟ » 

خدا گفت : « آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را درنمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد .» و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : 

 
« حالا برو و زندگي کن .» 

او مات و مبهوت،  به زندگي نگاه کرد که در گودي دستانش مي درخشيد . اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد . قدري ايستاد... بعد با خودش گفت :وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد . بگذار اين يک مشت زندگي را مصرف کنم . 

 
     آن وقت شروع به دويدن کرد زندگي را به سر و رويش پاشيد ، زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود ، مي تواند بال بزند ، مي تواند پا روي خورشيد بگذارد،مي تواند …
 

او در آن يک روز آسمانخراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد اما … اما در همان يک روز دست بر پوست درخت کشيد . روي چمن خوابيد . کفش دوزکي را تماشا کرد . 

 
سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي که نمي شناختندش سلام کرد و براي آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد . 

او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد و سبک شد ، لذت برد و سرشار شد و بخشيد ، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد . 

 
او همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند : 

 « امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود ! 



قشنگ بود  نه...من که حال کردم. نمی دونم چرا اینقدر دوست دارم در مورد خدا مطلب بزارم!! 
از شما چه پنهون چند مدتیه که عوض شدم!!
یه چیزایی رو فهمیدم که قبلا بهشون دقت نکرده بودم ، نه که نباشن ... دقت نکرده بودم!
برام دعا کنین...خدا کنه این حس دووم داشته باشه


 
 
خدایا شکر
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 3 بعد از ظهر روز سه شنبه 1387/09/12
 

روزي مردي خواب عجيبي ديد.

ديد که رفته پيش فرشته ها و به کارهاي آنها نگاه مي کند.

هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيکها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند.

مرد از فرشته اي پرسيد: شما داريد چکار مي کنيد ؟

فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم .

مرد کمي جلوتر رفت. باز دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي کنند و آنها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد: شماها چکار مي کنيد؟

يکي از فرشتگان با عجله گفت: اينجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم.

مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته.           

مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما اينجا چه مي کنيد و چرا بيکاريد؟

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي دهند.

مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافيست بگويند: خدايا شکر

اميد وارم بدردتون خورده باشه

موفق باشيد


 
 
اینجا زمین است
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 9 بعد از ظهر روز دوشنبه 1387/09/11
 
این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد.

دوباره به این نقطه نگاه کنید. همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهای خون که توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمین جاری شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بیاندیشید. این خونریزان٬ اربابان لحظاتی از قسمت کوچکی از این نقطه بوده اند. به بی رحمی های بی پایانی که ساکنان گوشه ای از این نقطه٬ توسط ساکنان گوشه دیگر (که از این فاصله نمیتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بیاندیشید٬ چقدر اینان به کشتن یکریگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از یکدیگر متنفرند. تمامی شکوه و جلال ما٬ تمامی حس خود مهم بینی بی پایان ما٬ توهم اینکه ما دارای موقعیتی ممتاز در پهنه گیتی هستیم٬ به واسطه این عکس به چالش کشیده می شود. سیاره ما لکه ای گم شده در تاریکی کهکشانهاست. در این تیرگی و عظمت بی پایان٬ هیچ نشانه ای از اینکه کمکی از جایی میرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ دیده نمی شود.
زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.


 
 
طراحی لباس های اسلامی در غرب
نویسنده : رفیق 6 - ساعت 10 بعد از ظهر روز شنبه 1387/09/02
 

طراحی لباس های اسلامی در غرب

هنوز یادمان نرفته است که چندی پیش کاریکاتورهای توهین آمیزی در دانمارک انتشار یافت که به ساحت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله توهین کرده بود. سپس فیلم فتنه ساخته شد و چهره ای خشن و غیر واقعی از مسلمانان عرضه کرد. اکنون نیز خبر می رسد قرار است در هلند فیلمی در مورد زنان پیامبر ساخته شود. این فیلم شامل چندین صحنه غیراسلامی است كه در آن زنان پیامبر(ص) را به شكلی بسیار وقیحانه به تصویر كشیده است.


اما مسلمانان کشورهای اروپایی در اقدامی فرهنگی می کوشند به این موج از توهین ها پاسخ دهند.  هر جا تفکر خلاق و نوآوری وارد کار شود، شکوفایی را به همراه خواهد داشت.

این هم مبارزه فرهنگی خلاقانه با کسانی که به توهین به اسلام و پیامبر اعظم (ص) پرداخته اند؛ لباس هایی که توسط مسلمانان برای حضور در بازارهای غربی طراحی شده اند.

 
خندان باش... این سنت (پیامبر اسلام(ص) ) است...

من پیامبرم محمد (ص) را دوست دارم

قیامت،

به زودی …


حجاب

حق من،

انتخاب من،

زندگی من

بازگشت به سمت خداوند توانا


 
ادامه مطلب...